سلام اي غم لحظه هاي جدايي

متن مرتبط با «آهو» در سایت سلام اي غم لحظه هاي جدايي نوشته شده است

گرگ هاری شده ام

  • نیلوبلاگ

    گرگ هاری شده امهرزه پوی و دله دوشب درين دشت زمستان زدهxa0ی بی همه چيزمی دوم ، برده ز هر باد گروچشم های ام چو دو كانون شرارصف تاريكی شب را شكندهمه بی رحمی و فرمان فرارگرگ هاری شده ام ، خون مرا ظلمت زهركرده چون شعلهxa0ی چشم تو سياهتو چه آسوده و بی باك خرامی به برمآه ، می ترسم ، آه xa0پوپك ام ! آهوك ام ! چه نشستی غافل ؟xa0كز گزندم نرهی ، گرچه پرستار منیxa0پس ازين درهxa0ی ژرفجای خميازهxa0ی جادو شدهxa0ی غار سياهxa0پشت آن قلهxa0ی پوشيده ز برفxa0نيست چيزی ، خبریxa0ور تو را گفتم چيز دگری هست ، نبودجز فر...

    ادامه مطلب
  • آهو

  • نیلوبلاگ

    دل خوشم با یاد زیبای غزل خوانی که نیستxa0 xa0 رازها در پرده دارم با دوچشمانی که نیستxa0 xa0 موی دلدار است یا چشمم سیاهی می رودxa0 xa0 باز هم گم می شوم در این خیابانی که نیستxa0 xa0 با من از فردوس می گویندو حوای لبشxa0 xa0 می زند آتش به جان آدم ایمانی که نیستxa0 xa0 نام من ورد زبان کوچه گردان می شودxa0 xa0 شاعری شد کشته ی گیسو پریشانی که نیستxa0 xa0 اتفاق دیدنش روزی می افتد عاقبتxa0 xa0 هیچ چیزی غیرممکن نیست می دانی که نیستxa0 xa0 ابرهای قبله بارانی است دارد می رسدxa0 xa0 یک سفر در پیش دارمxa0xa0...

    ادامه مطلب