تو فکر میکنی ما میتوانیم بقیهی خوابهایمان را پیدا کنیم؟
کتابهایی را که تمام میشوند ادامه دهیم؟
و بگوییم از تمام شدنِ هر چیزی باید ترسید؟
برویم و چند سال در دریا گم شویم
و وقتی که بیاییم بگوییم ما از دریا آمدهایم؟
تو فکر میکنی ما چهگونه همهی این چیزهای ساده را بلدیم؛
بیدار شدن از خواب
قدم زدن
در خانه نشستن
و سکوت دربارهی اشیا را؟
پیشگویی کُن که آینده قبلا تمام شده
یکنوع بیماریِ مُسری در نگاهها پیدا شده:
تو غریبهای، من غریبهام
پدر غریبه، خواهر غریبه
زمین پُر از غریبههاست
-کسی این را مینویسد-
تو فکر نمی کنی ما همدیگر را، جایی دیگر، دیده باشیم؟
جایی در موسیقی؟
...
فکر نمیکنی داشتنِ چشم ابرو دهان سر
چیز بسیار غریبیست؟
آنقدر همهچیز را میبینیم
که هرگز نشناسیمشان
همیشه میترسم
که به این بازی
عادت کنم...
#آتشی برای آتشی دیگر
#شهرام شیدایی
سلام اي غم لحظه هاي جدايي...ما را در سایت سلام اي غم لحظه هاي جدايي دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 19